محمد مهدى ملايرى
190
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
« آييننامه » را به عربى « كتاب الرسوم » ترجمه كرده و از آن همين معنى را خواسته است . آيين به اين معنى غالبا در عربى مرادف با كلمهء آداب استعمال شده ، همچون آداب درس و آداب قاضى و مانند اينها ؛ و چنين به نظر مىرسد كه آيين در عربى به همين كلمهء « آداب » ترجمه شده باشد ، چنان كه نمونهاى از آن را در همين مقال خواهيم ديد . ولى خود كلمهء فارسى آيين هم در كتابهاى عربى به همين صورت و در همين معنى بهكار رفته ، و بيشتر استعمال آن در مورد آيين ايرانيان با آداب و رسومى است كه در اصل از ايران گرفته شده بوده ؛ از آن جمله در كتاب ( التاج ) منسوب به جاحظ و در ( الاخبار الطوال ) ابو حنيفه دينورى و در ( التنبيه و الاشراف ) مسعودى و در ( الآثار الباقيه ) بيرونى . مهيار ديلمى شاعر عربى گوى ايرانى نيز در قصيدهاى اين كلمه را بهكار برده است . چنان كه گفتيم آييننامه به كتاب يا به دستهاى از كتابها گفته مىشد كه شامل آداب و رسوم يا اصول و قواعد علم يا فن يا هنرى بوده است ، و معمولا اين كلمه را بهعنوان كتاب اضافه مىكرده و مثلا آيين جنگ يا آيين تيراندازى يا آيين چوگانبازى و مانند اينها مىگفتهاند . چنان كه معلوم است در دورهء ساسانيان در ايران كتابها يا رسالههاى متعددى در موضوعات مختلف به اين نام وجود داشته و ظاهرا مجموعهء آنها را كه هريك شامل فنى مخصوص بوده به نام مطلق « آييننامه » يا « آييننامهء بزرگ » مىخواندهاند ، و اين همان كتاب بزرگ است كه مسعودى در « التنبيه و الاشراف » از آن ياد كرده و گويد كه « آن كتابى عظيم است در هزاران برگ كه جز در نزد موبدان و بزرگان يافت نشود » . آييننامه و شايد قسمتهائى از آن در اوائل قرن دوم هجرى به زبان عربى ترجمه شده است . اين كتاب را هم مانند بسيارى ديگر از كتابهاى پهلوى نويسندهء معروف عربىنويس ايرانى روزبه پسر دادويه معروف به عبد الله بن المقفع از زبان پهلوى به زبان عربى برگردانيد . ظاهرا غير از قسمتهائى كه ابن المقفع از اين كتاب ترجمه كرده بود و در عربى به نام « الآيين » يا « كتاب الآيين » معروف گرديد قسمتهائى ديگر از آن هنوز به زبان پهلوى باقى بوده ، و گفتهء مسعودى كه همهء